close
تبلیغات در اینترنت
دزبيست|دانستن آنچه که نمیدانیم - 25
loading...

دزبيست|دانستن آنچه که نمیدانیم

سایت دزفول,دزبیست,دزفول

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
دانلود نمونه سوالات درس کار آفرینی 1 20221 arashmehdy
نحوه امتیاز بندی مدارس شاهد 0 58 bhrprn
برنامه شبیه تلگرام چیست؟ 0 82 moein1
پروژه دانشگاهی 1 145 zakaria20
جاذبه های گردشگری مشهد 0 92 rezadehghan
سوغات شهرهای ایران 5 0 97 rezadehghan
سوغات شهرهای ایران 4 0 93 rezadehghan
سوغات شهرهای ایران 3 0 85 rezadehghan
سوغات شهرهای ایران 2 0 92 rezadehghan
سوغات شهرهای ایران 1 0 123 rezadehghan
درخواست ثبت رشته دانشگاهی 1 304 shadab
بالابردن فالوور در اینستاگرام با استفاده از استوری 0 95 bhrprn
2 ترفند جالب تلگرام 0 120 7bayan
تردمیل 0 107 mohammadhajilu
فیلم آموزش محیط Sketcher از نرم افزار کتیا 0 86 alireza-res
چگونه مشتری را به سایت جذب کنیم؟ 0 159 alireza-res
آموزش اولیه فتوشاپ 3 1043 saeid1989
اشتباهات جبران نشدنی در طراحی سایت 1 229 saeid1989
میکروبلاگ چیست 0 192 fns4565
7 راه جلوگیری از انتشار محتوای بی ارزش و تکراری 0 182 fns4565
4 راز که هکرهای شبکه‌های وایرلس نمی‌خواهند شما بدانید! 0 204 fns4565
مهندسي بهداشت محیط 0 165 10111373
جزوه میکروبیولوژی 0 169 10111373
دانلود جزوه محاسبات عددی 0 155 amirthi
دانلود جزوه ریاضی ۱ و ۲ دانشگاه 0 173 amirthi
دانلود کتاب ریاضی توماس جلد دوم 0 171 amirthi
دانلود کتاب ریاضی توماس جلد اول 0 160 amirthi
دانلود جزوه حد ، مشتق و انتگرال 0 201 amirthi
دانلود جزوه لغات ضروری برای آزمون تافل 0 150 amirthi
نمونه سوالات امتحانی تاریخ تحلیلی صدر اسلام و اصول و فنون مذاکره 1 366 milad00

امتداد لحظه ها

مجتبي فلاحی بازدید : 449 : 17:10 نظرات ()
<<  به نام تک مکانیک قلبهای تصادفی>>
 
از چه بنویسم از دره های عجیب زندگی یا دشتهای سبز خیال؟
از حوض نقره ای دلم که در زمستان زندگی یخ بسته اند و یا از ماهی های آرزو که در خزان بی بهار در این حوض پرسه میزنند.
برای مخاطبی از دور نمیدانم ولی دیگر آیا پنجره های دلت از یاسهای محبت با نصیب میشوند و...
 
نمیدانم خدا کرد یا قضا کرد                          تو را آورد و با من آشنا کرد
 
بمیرد آنکه غربت را بنا کرد                        تمام مردمان را مبتلا کرد

دوستت دارم...

مجتبي فلاحی بازدید : 447 : 17:8 نظرات ()
قسم به خداوندی که من و تو را آفریده است
و این دنیای پهناور را با آن همه زیبایی  ها که در
حد وصف نیست سوگند می خورم که فقط جز
تو به هیچ کس دیگر فکر نکنم که فقط مهر و محبت
وزیبایی تو در قلب من جای گرفته است
امیدوارم که قلب تو مانند قلب من فقط به یک نفر
عشق بورزد و فقط جز من به کسی دیگر فکر نکند
شبی اگر واقعا مرا دوست داری میتوانی با آن
نگاه های آشنا که درخشان و پر نور از چشم تو برمی خیزد
ثابت کنی که جز من به هیچ احدی دل نبندی.

بزن باران

مجتبي فلاحی بازدید : 441 : 17:6 نظرات ()
باران
 
بزن باران بهاری کن فضا را
بزن باران و تر کن قصه ها را
بزن باران که از عهد اساطیر
کسی خواب زمین را کرده تعبیر
بشارت داده این آغاز راه است
نباریدن دلیل یک گناه است
بزن باران به سقف دل که خون است
کمی آنسوتر از مرز جنون است
بزن باران که گویی در کویرم
به زنجیر سکوت خود اسیرم
بزن باران سکوتم را به هم زن
و فردا را به کام ما رقم زن
بزن باران به شعرم تا نمیرد
در آغوش طبیعت جان بگیرد
بزن باران،بزن بر پیکر شب
بر ایمانی که می سوزد در این تب
به روی شانه های خسته ی درد
به فصل واژه های تلخ این مرد
بزن باران یقین دارم صبوری
و شاید قاصدی از فصل نوری
بزن باران،بزن عاشق ترم کن
مرا تا بی نهایت باورم کن

عشق چیست؟

مجتبي فلاحی بازدید : 450 : 17:4 نظرات ()
به کوه گفتم عشق چیست؟        لرزید.
  به ابر گفتم عشق چیست؟        بارید.
 
به باد گفتم عشق چیست؟         وزید.
 
به پروانه گفتم عشق چیست؟     نالید.
 
به گل گفتم عشق چیست؟       پرپر شد.
 
و به انسان گفتم عشق چیست؟
 
 اشک از دیدگانش جاری شد و گفت؟     دیوانگیست!!!
 
 
خدایا...........
 
خدايا فقط تو را مي خواهم.....باور کرده ام که فقط تويي سنگ صبور حرف هايم
مي ترسم از اينکه بگم دوسش دارم...اون نمي دونه که با دل من چه کرده...نمي دونه که دلي رو اسير خودش کرده
هنوز در باورم نيست که دل به اون دادم و اون شده همه هستي ام
روز هاي اول آشنايي را بياد مياورم آمدنش زيبا بود ...آنقدر زيبا حرف مي زد که به راحتي دل به او باختم و او شد اولين عشقم در زندگي
بارالها گويي تو تمام زيبايي هاي عالم را در چهره و کلام او نهاده بودي
واين گونه مرا اسير او کردي و دل کندن از او شد برايم محال و داشتنش بزرگترين ارزويم در زندگي
حالا که عاشقش شدم تو بگو چه کنم که تنهايم نگذارد....خدايا امشب به تو مي گويم چون تو تنها مونس تنهايي هايم هستي..
چگونه بگويم بدون او مي ميرم....او رفته و در باورم نيست نبودنش...
خود خوب مي دانم او مرا کودکي فرض کرد که نمي داند عشق چيست و براي عاشقي حرمتي قائل نمي باشد
مرا به بازي گرفت يا شايد....نمي دانم.....دگر هيچ نمي داني.. اعتراف مي کنم نفسم به بودن او وابسته است
بعد رفتن او دگر اين نفس را هم نمي خواهم....حال تو بگو چه کنم ؟
بار خدايا دوست دارم مرا بفهمد حتي براي يه لحظه
حــرفــای نگفتـــه...
 
بعضـــی حــرفـــــارو نمیشـــــه گفتــــــــ
بـــایــــــد خـــــورد!
ولــــی بعضـــی حـرفــــــارو
نــه میشــه گفتــــــ ، نــه میشــه خـورد!
میمـــونــــه ســــــر دل!
میشــــــــه دلتنگـــــــی ...
میشــــــــه بغـــــــــــض ...
میشــــــــه سکـوتــــــــ ...
میشــــــــه همـــــون وقتــی کــــه
خــودتـــــم نمـیدونــی چـــــه مـرگتـــــه!!

تنهایی

مجتبي فلاحی بازدید : 454 : 16:55 نظرات ()
نگاه ساکت باران به روی صورتم
دزدانه می لغزد
ولی باران نمی داند
که من دریایی از دردم
به ظاهر گرچه می خندم
ولی اندر سکوتی سخت می گریم...

عشق واقعی

مجتبي فلاحی بازدید : 473 : 16:51 نظرات ()

 

زن و شوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند. آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: “یواشتر برو من می ترسم” مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره! زن جوان: “خواهش می کنم، من خیلی میترسم.” مردجوان: “خوب، اما اول باید بگی دوستم داری!” زن جوان: “دوستت دارم، حالا میشه یواشتر برونی؟” مرد جوان: “مرا محکم بگیر” زن جوان: “خوب، حالا میشه یواشتر؟” مرد جوان: “باشه، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، آخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه.”

روز بعد روزنامه ها نوشتند برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید. در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت.

مرد از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند و این است عشق واقعی!

 

نفس هایم...

مجتبي فلاحی بازدید : 445 : 16:48 نظرات ()

نفس هایم به نفس هایت گره خورده بود؛

 

حالا هر گره ای را که باز می کنی

من و این نوشته ها

یک قدم به تمام شدن

نزدیکتر می شویم...

 

فقط خدا

مجتبي فلاحی بازدید : 439 : 16:42 نظرات ()

 

خنده ام میگیرد

وقتی پس از مدتها بی خبری

بی انکه سراغی از این دل آواره بگیری

میگویی:

دلم برایت تنگ است....

یا مرا به بازی گرفته ای

یا معنی واژه هایت را نمیدانی

....

دلتنگی ارزانی خودت

من دگر دلم را به خدا سپرده ام

 

تعداد صفحات : 28

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
لطفا صبر کنید تا مطالب وبسایت بارگزاری شوند...

وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ بِأَبصرِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَلَمین...

_اللًّهُـ‗__‗ـمَ صَّـ‗__‗ـلِ عَـ‗__‗ـلَى مُحَمَّـ‗__‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗__‗ـَد و عَجِّـ‗__‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗__‗ـم

بنام خداوندی که داشتن او جبران همه نداشته های من است می ستایمش، چون لایق ستایش است. تبریک میگم ,امروز اولین روز از بقیه عمر شماست!

اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    پرتال دزبیست تا چه میزانی با گنجایش مطالب خود توانسته یادگیری های شما را افزایش دهد و میزان رضایت شما از این سایت چقدر است؟






    آمار سایت
  • کل مطالب : 357
  • کل نظرات : 4031
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 1596
  • آی پی امروز : 10
  • آی پی دیروز : 54
  • بازدید امروز : 53
  • باردید دیروز : 321
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 2
  • بازدید هفته : 806
  • بازدید ماه : 3,184
  • بازدید سال : 23,155
  • بازدید کلی : 2,077,444
  • کدهای اختصاصی